مروری کوتاه بر حکومت حسین‌خان در ایل بچاقچی

شجاع‌السلطان

احسان آزاد

پس از كشته شدن "اسفنديارخان" رئیس قدرتمند ایل بچاقچی كه در مجلس روضه خواني اتفاق افتاد، پسرش "حسين‌خان" رئيس ايل بچاقچي شد. وي از مردان نامدار و نام اور تاريخ معاصر سيرجان و كرمان بود. در سالهاي 1290 و 1291 شمسي كه سران عشاير بر عليه "امير اعظم" حاكم متكبر كه برادر زاده "عين الدوله" بود و تكبر و طمع را از عموي خود به ارث برده بود قيام نمودند، «حسين خان» ملقب به "شجاع السلطان" و پسر عمویش "آقا مراد خان" ملقب به «شكوه السلطان» از افراد مؤثر در اين قيام بودند.

·       در سال 1295 در زمان جنگ جهانی اول يك دسته آلماني با "شيخ عبيدالله افندي" كه سفير تركيه در افغانستان بود در كرمان بودند. آنان به منظور رفتن به شيراز به سوي سيرجان حركت مى‌كنند. "حسين خان" در سعادت‌آباد سیرجان به كمك تفنگچيان زبده خود آنان را به سمت بلورد هدایت می‌کند تا از چنگ انگلیسی‌ها در امان باشند.

ژنرال سايكس در كتاب تاريخ ايران ص 641 می‌نويسد: «تعدادي اسراي الماني و اتريشي را از كرمان به بندر عباس می‌بردند و ژنرال پرسي سايكس می‌خواست آنان را از طريق بندر عباس به هندوستان بفرستد. وقتي به سيرجان رسيدند "حسين خان" آنان را آزاد ساخت. چون "شيخ عبدالله" (سفیر ترکیه) مسلمان بود و الماني ها هم به اسلام علاقه نشان می‌دادند، "حسين خان" آنها را به بلورد و چهار گنبد و گاهي به كوه‌هاي داراب می‌برد كه به چنگ قواي انگليس گرفتار نشوند. چون انگليسي‌ها در تعقيب او بودند نگهداري آنان براي او مشكل بود ناچار آلمانی‌ها را آزاد و بعدا "عبيدالله" را به سفارت تركيه در تهران تحويل داد. داستان بردن "عبيدالله" از سيرجان به تهران حيرت انگيز است. در آن عهد نه ماشين بود و نه جاده ماشين رو. براي اين كه مورد حمله قواي انگليس و يا حاميان آنها قرار نگيرد، مسافت را با اسب و از بيراهه و در كوير می‌پيمود تا سر از ورامين درآورد. او در بعضي نقاط مخصوصاً در نزديكي يزد مورد حمله قواي حاكم يزد قرار گرفت كه با جنگ و گريز از آنجا گذشت." حسين خان" به كمك افراد دلير بچاقچي و مردم شهر سيرجان سنگربندي نمود تا مانع قواي انگليس به شهر شوند. در همین کتاب اضافه شده: «"حسين خان" پس از دو هفته از فرارش به مدد عده‌اي از مردان عشاير و اسراي آزاد شده ناگهان سعيدآباد را گرفت. بی شك او با سكنه شهر در ارتباط بوده است چه آنکه آنها وي را استقبال نموده و به روي اردوي سپاهيان انگليس تير شليك نمودند.» سپاهيان انگليس عبار ت بودند از 140 نفر هندي با يك تيپ كوهستاني و عده‌اي توپچي و نيز 50 نفر تير انداز به فرماندهي «ماژور ل.س واگتسف». وي از شمال شهر كه زمينهاي حسني بود و ديوارهاي كوتاهي در ميان اراضي داشت، استفاده كرد و شروع به حمله نمود. "حسين خان" نيز در همان طرف در برج منزل "كربلايي حسين بختياري" و بالا خانه‌اي كه وصل به منزل "حاج حمد الله ناوكي" بود با افراد خود سنگر گرفتند. در اين جنگ چهارده نفر از قواي انگليس كشته شدند و چون شهر را به توپ بستند "حسين خان" با افراد عشاير در تاريكي شب به بلورد فرار كرد. قواي انگليس وارد شهر شدند. ژنرال سايكس براي دستگيري حسين خان" اعلام كرد كه هر كس زنده يا مرده او را بياورد مبلغ ده هزار تومان به او جايزه خواهد داد."  

گفته شده که عمليات "حسين خان بچاقچي" در زمان جنگ بين الملل اول با عده كم، بر عليه انگليسي‌ها كمتر از عمليات "صولت الدوله قشقايي" با ان ايل بزرگ و تنگستاني‌ها نبود. شايد اگر آقاي ركن‌زاده، نبرد" صولت الدوله قشقايي" را در كتاب "فارس و جنگ بين الملل اول" و نبرد دشتستاني‌ها و تنگستاني‌ها را در كتابي به نام "دليران تنگستان" به رشته تحرير در نياورده بود آن دلاورى‌ها نيز فراموش شده بود.

ادامه نوشته

چگونگی پیدایش ایل بچاقچی

از قره باغ آذربایجان تا چهارگنبد سیرجان

ایل بچاقچی از بزرگترین و معروف‌ترین ایل‌های عشایری شهرستان سیرجان است که افراد آن در مناطق چهارگنبد و روستاهای اطراف بلورد زندگی می‌کردند. در پیشینه و چگونگی پیدایش ایل بچاقچی گفته شده پیشینیان این ایل که در زمان صفویه و حکومت شاه عباس صفوی در منطقه قره باغ آذربایجان سکنی داشتند به دلایل سیاسی و با هدف تأمین مرزهای جنوبی به استان‌های کرمان و هرمزگان کوچانده شدند. گفته شده افراد این ایل که ابتدا از تیره «ساری سعدلو» بودند ابتدا به حاجی‌آباد از توابع بندرعباس انتقال یافتند اما از آنجا که منطقه گرم حاجی‌آباد با طبیعت سردسیری آنها سازگار نبود به زمامداران وقت شکایت بردند و بنای ناسازگاری گذاردند. همین شد که در نهایت این عشایر به منطقه سردسیری چهارگنبد نقل مکان کردند. از زمان ورود این ایل به منطقه تا زمان حاکمیت محلی‌ها بر آن که شروعش با  اسفندیارخان بچاقچی بود تعداد دیگری حکومت داشتند که علی عسکرخان (که زمانی نیز حاکم سیرجان بود) و نیز پسرش حیدرقلی‌خان از جمله آنان بودند. ایل بچاقچی اما از زمان حاکمیت اسفندیارخان و آغاز حاکمیت او از قدرت ویژه‌ای برخوردار شد بگونه‌ای که درتحولات سیاسی جنوب ایران در زمان حکومت آصف‌الدوله (1897 میلادی) و حتی دولت‌های بعدی نقش زیادی داشت. به نوشته کتاب تاریخ کرمان: «اسفندیارخان بچاقچی» را می‌توان از مهمترین رؤسای ایل بچاقچی نام برد که در واقع پشتوانه چندین ساله خاندان وکیل‌الملک بشمار می‌رفت و همان بود که ژنرال سایکس انگلیسی (مسوول کنسول انگلستان در کرمان) او را رابین هود ایران نامید. تسخیر سیرجان و دستگیری حاکم وقت (علی‌اصغر خان) یکی از اقدامات اسفندیارخان بچاقچی بود. حسین خان پسر اسفندیارخان نیز دیگر رئیس نام‌آور ایل بچاقچی است که پس از مرگ پدرش ریاست این ایل بزرگ را بر عهده گرفت. حسین خان در اردیبهشت سال 1270 شمسی متولد شد و در سال 1329 در حالیکه حدود 60 سال سن داشت به علت بیماری درگذشت. او در حالیکه جوان بود پس از مرگ پدرش (اسفندیارخان) رئیس ایل بچاقچی شد. از مهمترین اقدامات حسین خان که شرح بیشتر آن در همین ویژه‌نامه آمده همراهی با قیام سران عشایر علیه «امیر اعظم» حاکم متکبر و خودخواه ایالت کرمان در فاصله‌ سالهای 1290 و 1291 شمسی بود. از اتفاقات مهم دیگر در زمان او نبرد با انگلیسی‌ها در جریان جنگ جهانی بود که در کرمان آمد و رفت داشتند. » به نوشته مورخان ایرانی نقش ایل بچاقچی در تحولات سیاسی و اجتماعی جنوب ایران در حوزه استان‌های کرمان، فارس و هرمزگان قابل توجه بوده و حکومت مرکزی به رغم یاغیگری آنها اما از وجودشان در اهداف امنیتی و اجتماعی کشور بهره می‌برده است. آنچه در ادامه می‌آید مروری است بر همین سرگذشت‌ها که با هم می‌خوانیم.

ادامه نوشته