ایل افشار

ارشلو ایل افشار به دو شاخهٔ قرخلو و قاسملو تقسیم می‌شود که ارشلو (آراشلو) نام طایفه‌ای از شاخه قرخلو می‌باشد. همچنین ارشلو نام محله‌ای در شهر ارومیه است. باتوجه به اینکه در منابع زیادی از مسکن گزیدن افشارها در ارومیه سخن رفته‌است، گمان می‌رود که نام این روستا از نام این طایفه افشار گرفته شده باشد همچنین در شهرستان سیرجان طایفه ارشلو از ایل ترکی بچاقچی حضور دارند تاریخچه ابراهیم خان دیوان بیکی افشار فرزند علی مراد بیک و برادر فتحعلی خان افشار ارشلو بوده و به هنگام جنگ کریم خان زند با فتحعلی خان و محاصره نه ماههٔ قلاع اورمیه فرماندهی سوار و پیاده افشار را ابراهیم خان دیوان بیکی بر عهده داشت که در این جنگ سرانجام فتحعلی خان تسلیم شد. کریم خان پس از فتح اورمیه حکومت شهر را به رستم خان پسر مهدی خان قاسملوی افشار سپرد. فتحعلی خان علاوه بر ابراهیم خان دو برادر به نام‌های حسینعلی خان و علیخان داشته که هر دو در دستگاه فتحعلی خان مشغول به کار بوده‌اند.

افشارهای ایران

بزرگ‌ترین شهر افشارنشین ایران و جهان شهر ارومیه است چنانچه لرد کرزن در قرن بیستم هنگام ورود به شهر ارومیه می‌نویسد: «این شهر که در ارتفاع ۴۴۰۰ پا از سطح دریاست بین ۳۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ نفر سکنه دارد که بیشتر آنها طایفهٔ ترک افشار هستند، ولی مقدار متنابهی اقلیت‌های نسطوری (آشوری)، کلیمی و ارمنی را هم در بر می‌گیرد.»

استان زنجان نیز مردمان زیادی از ایل افشار دارد که در این استان پراکنده شده‌اند. مناطق با جمعیت چشمگیر از افشارها در گرماب (خدابنده) و بخش دهستان قشلاقات افشار هستند.

بیشترین افشارهای شمال خراسان نیز در شهرهای قوچان، دره گز، کلات و شیروان و قسمت‌هایی هم در مینودشت و رامیان، آزادشهر استان گلستان هستند

افشارهای کرمان را می‌توان ترکیبی از کاملترین طوایف این ایل که در ایران حضور دارند دانست. نظم و انضباط ایلی از ابتدای حضور بعضاً تا هم‌اکنون نیز می‌توان در آنها دید. تنوع طوایف افشار را در استانهای کرمان و هرمزگان و مناطق مرزی استان فارس می‌توان به‌وضوح دید. بزرگ‌ترین و قدرتمندترین طوایف این ایل قاسملوها بوده‌اند که از ابتدای تشکیل دولت صفوی در کرمان حضور داشته‌اند و در حال حاضر نیز حضوری پررنگ دارند و شاید می‌توان با جرئت گفت که نقشی که این طایفه در متحد کردن ایل افشار در کرمان بازی کرده‌اند در کمتر جایی می‌توان دید.

افشارهای ایران عبارتند از:جهانشاهلو، قره گزلی، قره حسنلو، زینالو، قره گوزلو، گندزلو، بدرلو (بدیرلو)، توحیدلو، پرنلو، بکیشلو، سعیدلو، ایقرلو، قرالرلو، عربلو،بهرام نژاد، غفرانی، طرزیلو، شاملو، حمزه لو، اصانلو، قاسملو، ایناللو، ارشلو، گؤندؤزلو، تکشلو، کهگیلولو، حسین حاجیلو قرخلو، بگشلو تکه‌لو و ایمیرلوو ایل افشار (افشارلو) و مصطفی لو، یازرلو،دوارلو،قرهجانلو،قرهسفلو، قرهچماقلو، یوزباشی، … این طایفه‌ها از قبیله‌های گؤندؤتخزلو و کؤپک‌لو و که از آسیای میانه آمده‌اند، تشکیل یافته‌است.[۳۳] تیره شول هم جز تیره‌های ایل ترک افشار می‌باشند که در کرمان و داراب فارس زندگی می‌کنند. تیره قرخلو در استان مرکزی اراک و خمین زندگی می‌کنند، عده ای از افشارها در خرم‌آباد و عده ای در شهرستان خفر شیراز ساکن هستند و همچنین طایفهٔ نادری شهرستان بن واقع در ۲۰کیلومتری شهرکرد از ایل افشار می‌باشند.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D9%84_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1

«چهارگنبد» در سکوت می‌میرد!

«چهارگنبد» در سکوت می‌میرد!
- ابوذر خواجویی‌نسب
سردی هوا که رو به کاهش می‌گذارد، شوق نفس کشیدن در هوای «چهارگنبد» برای کسانی که با این منطقه خوش آب و هوا و کوهستانی سیرجان آشنایی دارند، حکایت دل بی‌قراری را دارد که پای‌بند هیچ قاعده‌ و قانونی نیست. منطقه‌ای که سالها تفرجگاه سیرجانی‌ها و مکان آباء و اجدادی ایل «بچاقچی» بوده است. گر چه گذرزمان، زندگی عشایری مردم چهارگنبد را دست‌خوش تغییرات کرده است و کمتر در میان مردمانش آداب و رسوم قدیم را می بینی، اما هنوز نقش‌ و نگار طبیعت چهارگنبد، چشم نواز و دیدنی است.

ادامه نوشته

ـاز هـوای سـحــرم آرزوســــت
خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت
شـكـوه ی غـربـت نـبـرم ایـن زمـان
دسـت تـــو و روی تـو ام آرزوســت
خـسـتـه ام از دیـدن ایـن شـوره زار
چـشـم شـقـایـق نـگـرم آرزوســـت
واقـعـه ی دیـــدن روی تـــــو را
ثـانـیـه ای بـیـشـتـرم آرزوسـت
جـلـوه ی ایـن مـاه نـكـو را بـبـیـن
رنـگ و رخ و روی تـو ام آرزوسـت
ایـن شـب قـدر اسـت كـه مـا بـا همیـم؟
مـن شـب قـــــدری دگــــرم آرزوســـت
حـسِّ تـو را مـی كنم ای جـان مـن
عـزلـت بـیـتـی دگــــرم آرزوســــت
خـانـه ی عـشـِاق مـهـاجـر كـجـاست؟
در سـفــــرت بـــال و پـرم آرزوســـت
حـسـرت دل بـارد از ایـن شـعـر مـن
جـام مـیـی در حـرمـــم آرزوســـــت

منطقه‌ای که در تصرف فرماندهان ایل بچاقچی بود

منطقه‌ای که در تصرف فرماندهان ایل بچاقچی بود

از باغ گل تا بلورد

حمید سالاری (دهقان)- نوه نجف‌خان سالاری از فرماندهان تیره‌های بچاقچی

تاریخچه پیدایش بلورد که اعیان‌نشین سعیدآباد (شهر قدیم سیرجان بوده) به زمان ساسانیان برمی‌گردد. برخی مورخان از بلورد به عنوان منطقه‌ای خوش آب و هوا که شاهزادگان ساسانی برای اسکان از آن استفاده می‌کردند یاد می‌کنند. گفته شده گروهی از ساسانیان پس از درگیری‌های داخلی از سمت شیراز و فارس به سیرجان آمدند و بلورد که در آن زمان «باغ گل» نام داشت پذیرای سکونت آنها شد. در آن زمان به دلیل وجود گل‌های فراوان طبیعی این منطقه به باغ گل و در برخی نوشته‌ها به «دوگل» معروف بوده است. اما پس از ساسانیان و حمله اعراب که به تدریج همه جا را فتح کردند به دلیل اینکه حرف «گ» در الفبای عربی نیست باغ گل به بل ورد تغییر نام یافت. (بل یعنی باغ و ورد هم یعنی گل) شغل مردم منطقه در آن زمان غالباً کشاورزی و برخی نیز به دامپروری و شکار می‌پرداختند و علاقه زیادی نیز به تیراندازی و سوارکاری داشته‌اند. وجود عشایر مبارز و سوارکار نظیر تیره‌های مختلف از اطراف و روستاهای مجاور، انگیزه پرورش اسب، سوارکاری و تیراندازی را در مردم آن زمان افزایش داده بود بگونه‌ای که برخی طوایف برای تهیه اسب‌های خوب به این محل مراجعه می‌کردند. شرایط آب و هوایی - که کمتر جایی در استان کرمان اینگونه آب و هوای مطلوبی دارد- برای آمد و شد اعیان طوایف و حتی شهرنشین‌ها ویژگی خاصی به بلورد بخشیده است بگونه‌ای که ایل بچاقچی پس از جابجایی از آذربایجان به استان کرمان، مناطق اطراف بلورد و چهارگنبد را برای سکنای خود برمی‌گزینند. بلورد از زمان اسکان فرماندهان عشایر بچاقچی بیشتر بر سر زبان‌ها افتاد و حتی پس از انتصاب رستم‌خان سعدلو از بلورد به حاکمیت کرمان بیشتر مورد توجه قرار گرفت. درگیری عشایر بچاقچی با طوایف دیگر بر سر حاکمیت سیرجان و کرمان و نیز نبرد با انگلیسی‌ها و انتقال اسرای رها شده آلمانی به این منطقه، از بلورد به عنوان یک دژ مستحکم برای ایل بچاقچی ساخته بود. احداث چهار برج مدور با ارتفاع بلند در اطراف قلعه قدیمی بلوردکه به منظور دیده‌بانی و نگهبانی از مقر فرماندهان ایل از جمله حسین‌خان ساخته شده به بلورد نمای زیبایی بخشیده بود. از احداثات بعدی بود. برج‌های مرتفعی که اگرچه به مرور زمان تخریب شدند اما هنوز آثار آنها برجاست. علاوه بر آن خانه شجاع‌السلطان و شکوه سلطان از فرمانداران ایل بچاقچی با درختان سرو و صنوبر بلند قامت‌شان باقی است. بلورد پس از گذشت سالیان سال اما اکنون به یکی از مراکز تفریحی سیرجان بدل شده به گونه‌ای که باغ سنگی پس از ثبت در آثار ملی ایران مورد توجه جهانگردان قرار گرفته است.

گردآورنده : مهندس مجید پور شهسواری

مروری کوتاه بر حکومت حسین‌خان در ایل بچاقچی

شجاع‌السلطان

احسان آزاد

پس از كشته شدن "اسفنديارخان" رئیس قدرتمند ایل بچاقچی كه در مجلس روضه خواني اتفاق افتاد، پسرش "حسين‌خان" رئيس ايل بچاقچي شد. وي از مردان نامدار و نام اور تاريخ معاصر سيرجان و كرمان بود. در سالهاي 1290 و 1291 شمسي كه سران عشاير بر عليه "امير اعظم" حاكم متكبر كه برادر زاده "عين الدوله" بود و تكبر و طمع را از عموي خود به ارث برده بود قيام نمودند، «حسين خان» ملقب به "شجاع السلطان" و پسر عمویش "آقا مراد خان" ملقب به «شكوه السلطان» از افراد مؤثر در اين قيام بودند.

·       در سال 1295 در زمان جنگ جهانی اول يك دسته آلماني با "شيخ عبيدالله افندي" كه سفير تركيه در افغانستان بود در كرمان بودند. آنان به منظور رفتن به شيراز به سوي سيرجان حركت مى‌كنند. "حسين خان" در سعادت‌آباد سیرجان به كمك تفنگچيان زبده خود آنان را به سمت بلورد هدایت می‌کند تا از چنگ انگلیسی‌ها در امان باشند.

ژنرال سايكس در كتاب تاريخ ايران ص 641 می‌نويسد: «تعدادي اسراي الماني و اتريشي را از كرمان به بندر عباس می‌بردند و ژنرال پرسي سايكس می‌خواست آنان را از طريق بندر عباس به هندوستان بفرستد. وقتي به سيرجان رسيدند "حسين خان" آنان را آزاد ساخت. چون "شيخ عبدالله" (سفیر ترکیه) مسلمان بود و الماني ها هم به اسلام علاقه نشان می‌دادند، "حسين خان" آنها را به بلورد و چهار گنبد و گاهي به كوه‌هاي داراب می‌برد كه به چنگ قواي انگليس گرفتار نشوند. چون انگليسي‌ها در تعقيب او بودند نگهداري آنان براي او مشكل بود ناچار آلمانی‌ها را آزاد و بعدا "عبيدالله" را به سفارت تركيه در تهران تحويل داد. داستان بردن "عبيدالله" از سيرجان به تهران حيرت انگيز است. در آن عهد نه ماشين بود و نه جاده ماشين رو. براي اين كه مورد حمله قواي انگليس و يا حاميان آنها قرار نگيرد، مسافت را با اسب و از بيراهه و در كوير می‌پيمود تا سر از ورامين درآورد. او در بعضي نقاط مخصوصاً در نزديكي يزد مورد حمله قواي حاكم يزد قرار گرفت كه با جنگ و گريز از آنجا گذشت." حسين خان" به كمك افراد دلير بچاقچي و مردم شهر سيرجان سنگربندي نمود تا مانع قواي انگليس به شهر شوند. در همین کتاب اضافه شده: «"حسين خان" پس از دو هفته از فرارش به مدد عده‌اي از مردان عشاير و اسراي آزاد شده ناگهان سعيدآباد را گرفت. بی شك او با سكنه شهر در ارتباط بوده است چه آنکه آنها وي را استقبال نموده و به روي اردوي سپاهيان انگليس تير شليك نمودند.» سپاهيان انگليس عبار ت بودند از 140 نفر هندي با يك تيپ كوهستاني و عده‌اي توپچي و نيز 50 نفر تير انداز به فرماندهي «ماژور ل.س واگتسف». وي از شمال شهر كه زمينهاي حسني بود و ديوارهاي كوتاهي در ميان اراضي داشت، استفاده كرد و شروع به حمله نمود. "حسين خان" نيز در همان طرف در برج منزل "كربلايي حسين بختياري" و بالا خانه‌اي كه وصل به منزل "حاج حمد الله ناوكي" بود با افراد خود سنگر گرفتند. در اين جنگ چهارده نفر از قواي انگليس كشته شدند و چون شهر را به توپ بستند "حسين خان" با افراد عشاير در تاريكي شب به بلورد فرار كرد. قواي انگليس وارد شهر شدند. ژنرال سايكس براي دستگيري حسين خان" اعلام كرد كه هر كس زنده يا مرده او را بياورد مبلغ ده هزار تومان به او جايزه خواهد داد."  

گفته شده که عمليات "حسين خان بچاقچي" در زمان جنگ بين الملل اول با عده كم، بر عليه انگليسي‌ها كمتر از عمليات "صولت الدوله قشقايي" با ان ايل بزرگ و تنگستاني‌ها نبود. شايد اگر آقاي ركن‌زاده، نبرد" صولت الدوله قشقايي" را در كتاب "فارس و جنگ بين الملل اول" و نبرد دشتستاني‌ها و تنگستاني‌ها را در كتابي به نام "دليران تنگستان" به رشته تحرير در نياورده بود آن دلاورى‌ها نيز فراموش شده بود.

ادامه نوشته

چگونگی پیدایش ایل بچاقچی

از قره باغ آذربایجان تا چهارگنبد سیرجان

ایل بچاقچی از بزرگترین و معروف‌ترین ایل‌های عشایری شهرستان سیرجان است که افراد آن در مناطق چهارگنبد و روستاهای اطراف بلورد زندگی می‌کردند. در پیشینه و چگونگی پیدایش ایل بچاقچی گفته شده پیشینیان این ایل که در زمان صفویه و حکومت شاه عباس صفوی در منطقه قره باغ آذربایجان سکنی داشتند به دلایل سیاسی و با هدف تأمین مرزهای جنوبی به استان‌های کرمان و هرمزگان کوچانده شدند. گفته شده افراد این ایل که ابتدا از تیره «ساری سعدلو» بودند ابتدا به حاجی‌آباد از توابع بندرعباس انتقال یافتند اما از آنجا که منطقه گرم حاجی‌آباد با طبیعت سردسیری آنها سازگار نبود به زمامداران وقت شکایت بردند و بنای ناسازگاری گذاردند. همین شد که در نهایت این عشایر به منطقه سردسیری چهارگنبد نقل مکان کردند. از زمان ورود این ایل به منطقه تا زمان حاکمیت محلی‌ها بر آن که شروعش با  اسفندیارخان بچاقچی بود تعداد دیگری حکومت داشتند که علی عسکرخان (که زمانی نیز حاکم سیرجان بود) و نیز پسرش حیدرقلی‌خان از جمله آنان بودند. ایل بچاقچی اما از زمان حاکمیت اسفندیارخان و آغاز حاکمیت او از قدرت ویژه‌ای برخوردار شد بگونه‌ای که درتحولات سیاسی جنوب ایران در زمان حکومت آصف‌الدوله (1897 میلادی) و حتی دولت‌های بعدی نقش زیادی داشت. به نوشته کتاب تاریخ کرمان: «اسفندیارخان بچاقچی» را می‌توان از مهمترین رؤسای ایل بچاقچی نام برد که در واقع پشتوانه چندین ساله خاندان وکیل‌الملک بشمار می‌رفت و همان بود که ژنرال سایکس انگلیسی (مسوول کنسول انگلستان در کرمان) او را رابین هود ایران نامید. تسخیر سیرجان و دستگیری حاکم وقت (علی‌اصغر خان) یکی از اقدامات اسفندیارخان بچاقچی بود. حسین خان پسر اسفندیارخان نیز دیگر رئیس نام‌آور ایل بچاقچی است که پس از مرگ پدرش ریاست این ایل بزرگ را بر عهده گرفت. حسین خان در اردیبهشت سال 1270 شمسی متولد شد و در سال 1329 در حالیکه حدود 60 سال سن داشت به علت بیماری درگذشت. او در حالیکه جوان بود پس از مرگ پدرش (اسفندیارخان) رئیس ایل بچاقچی شد. از مهمترین اقدامات حسین خان که شرح بیشتر آن در همین ویژه‌نامه آمده همراهی با قیام سران عشایر علیه «امیر اعظم» حاکم متکبر و خودخواه ایالت کرمان در فاصله‌ سالهای 1290 و 1291 شمسی بود. از اتفاقات مهم دیگر در زمان او نبرد با انگلیسی‌ها در جریان جنگ جهانی بود که در کرمان آمد و رفت داشتند. » به نوشته مورخان ایرانی نقش ایل بچاقچی در تحولات سیاسی و اجتماعی جنوب ایران در حوزه استان‌های کرمان، فارس و هرمزگان قابل توجه بوده و حکومت مرکزی به رغم یاغیگری آنها اما از وجودشان در اهداف امنیتی و اجتماعی کشور بهره می‌برده است. آنچه در ادامه می‌آید مروری است بر همین سرگذشت‌ها که با هم می‌خوانیم.

ادامه نوشته

چهار گنبد  پل پروز

عکس از : مجید پور شهسواری خرداد 1391

چهار گنبد 1391

مجید پور شهسواری 

ساخت محور روستایی چهارگنبد

ساخت محور روستایی چهارگنبد به تکیه در شهرستان سیرجان آغاز شد
به گزارش واحد مرکزی خبر کرمان  اقای توحیدی فرماندار سیرجان در بازدید نماینده مردم این



شهرستان از محور یادشده گفت: محور روستایی سی کیلومتری چهارگنبد به تکیه با 45 میلیارد ریال از اعتبارات ملی و روستایی تا پایان امسال به بهره برداری می رسد و 6 روستای منطقه به محوراصلی سیرجان ـ کرمان متصل می شود.
آقای حسن پور نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی نیز از امادگی دولت برای اعطای تسهیلات اجرای طرح های دامپروری به روستاییان خبر داد و افزود: روستاییان با ارائه طرح توسعه دامپروری میتوانند از این تسهیلات