چهار گنبد سیرجان  22-03-1388

گیلاس های چهار گنبد سیرجان

گیلاس های شریک آباد

زرد آلو چهارگنبد---شریک آباد

چهار گنبد شریک آباد

چشمه آب  شریک آباد گردوهای ... پورشهسواری

عکس از : مجید پور شهسواری

منطقه خوش آب و هوا ی شریک آباد       گردو  شهسواری

چهار گنبد سیرجان   عکس از: مجید پور شهسواری

درخت زردآلو

چهار گنبد سیرجان عکس از مجید پور شهسواری

چهار گنبد )شریک آباد( عکس از مجید پور شهسواری 30/04/1385

 

چهار گنبد شریک آباد  عکس از : مجید پور شهسواری

ايلات و عشاير استان كرمان

ايلات و عشاير استان كرمان

 

ايل‌هاي استان كرمان عبارتند از افشار، بچاقچي، پشت كوهي، راييني، لري، آيينه‌اي، خراساني، ميمندي، لردكوه پنجي، غربا، قرايي، گودري، مهني، جاويدان، كچمي، آسيابر، راهي پارچي، جبال بارزي، جرجندي، شهيكي، جلالي، رودباري، هوت، سرحدي، ورمشكي، نوشادي، بزسفيد، سرحدي، شهرياري، پشموكي، لر، طياري، مارزي، نمدادي، جازي، كماچي، سليماني، مولايي، توريكي.

ايل بچاقچي

يكي از بزرگترين و معروف ترين ايلهاي شهرستان سيرجان از توابع كرمان است كه مردم آن دركوهستان چهارگنبد و روستاهاي بلورد و كهن شهر سكونت دارند.

- وجه تسميه و سابقه تاريخي

ظاهراً واژه بچاقچي يا بوچاقچي در گويش تركي از دو بهر «بوچاق» يعني چاقو، كارد و سرنيزه و پسوند «چي» تشكيل شده است. بنابراين بوچاقچي معني نيزه گذار و دشنه دار را مي‌دهد. از آنجا كه عشاير بچاقچي از آذربايجان به منطقه كرمان مهاجرت كرده‌اند و مردمي جنگجو و سلحشور هستند مي‌توان اين وجه تسميه را از نظر روحيه اين افراد صحيح تر دانست. گرچه برخي نيز بر اين باورند كه نام اين ايل را از واژه بوچاق به معني عسل گرفته‌اند. بنابر روايات ريش سفيدان و مطلعان ايل بچاقچي، نادرشاه افشار اين ايل را از قره داغ آذربايجان به سرزمين كرمان كوچانيده است.

در اواخر حكومت قاجاريه رئيس ايل بچاقچي، اسفنديارخان بود كه در زمان حكومت آصف الدوله (1315هـ.ق 1897 م) سيرجان را تسخير كرد. آخرين فعاليت اين ايل در جنگ جهاني اول (1914-1918م) و هنگام حمله انگليسيان و اشغال ايران است. حسين خان شجاع پور پسر اسفنديار خان كه از افراد نامي ايل بچاقچي و موثر در تاريخ كرمان بود در سال 1333هـ.ق (1914 م) آلمانيان مقيم كرمان را ربود ومدتها با قواي تجاوزگر انگليسي جنگيد.

- سردسير و گرمسير

منطقه سردسير ايل بچاقچي در گذشته، ارتفاعات چهار گنبد و بلورد و گرمسيرشان عين البقر و مراتع پيرامون آن بوده است.

- نظام سنتي ايلي و ساخت قدرت

ايل بچاقچي از تعدادي طايفه، هر طايفه از چند تيره، هر تيره از تعدادي ايشوم (eysum) و هرايشوم از چندين خانوار تشكيل مي‌شده است. بنابراين نظام سنتي ايلي از بزرگترين واحد تا كوچك ترين آن از اين قرار بوده است: ايل، طايفه، تيره، ايشوم و خانوار. ايشوم تركيب ثابتي ندارد و معمولاً تعدادي خانوار با توافق هم تشكيل يك ايشوم را مي‌دهند، از اين رو به اصطلاح خودشان، خانوارهاي يك ايشوم با يكديگر شريك رمه هستند.

اين خانوارها ممكن است با هم خويشاوند باشند يا اينكه نسبتي نداشته باشند، به هر حال يك خانوار عضو ايشوم مي‌تواند در پايان سال دامداري (آخر بهار) به علت به توافق نرسيدن با خانوارهاي ديگر از ايشوم جدا و به ايشوم ديگري ملحق شود. خانواده در ايشوم هسته‌اي و استقلال نسبي دارد. اما هر خانواده با ديگر خانواده‌هاي عضو ايشوم در همه كارها، همبستگي اجتماعي دارد. امور اجتماعي و توليدي ايشوم اغلب به صورت تعاوني وبا كمك يكديگر انجام مي‌گيرد. درگذشته در راس تمام ايل يك خان (ايلخان) قرار داشت. در حال حاضر هر طايفه يك خان و هر تيره يك ريش سفيد و هر ايشوم يك نفر سر ايشوم دارد. هر ايشوم در كار خود استقلال دارد و اطاعت از دستورها و توصيه‌هاي ريش سفيدان فقط به خاطر احترام به آنان است و ايشان جز در موارد خاصي همانند ميانجي گري و حل اختلافات نقش ويژه‌اي در تصميم گيريها ندارد.

ادامه نوشته

منطقه چهار گنبد

منطقه چهار گنبد در ضلع شرقی  سیرجان ودر محدوده ای در بین شهرهای سیرجان.,بافت وبردسیر واقع گردیده است مردم این منطقه اعتقاد دارند که وجه تسمیه چهارگنبد به این جهت است که دارای چهار زیارتگاه میباشد .وشاید بخاطر کوهستانی بودن منطقه به ان چهار گنبد اطلاق گردیده است .

این منطقه دارای اب هوای کوهستانی با زمستانهای پر برف وتابستانهای خنک یکی از مناطق ییلاقی خوش اب هوای سیرجان محسوب میگردد.

بیشتر مردم این منطقه به کشاورزی ودامداری اشتغال دارند  همچنین این منطقه دارای 67 پارچه ابادی میباشدکه از روستاهای مهم ان که در سابق نیز پر رونق بوده اند میتوان به روستای تکیه که ارامگاه  یکی از نوادگان امام جعفر صادق در انجا میباشد و روستاهای کرپوییه.,گلناباد . شاه اباد .سرسنگوییه  و شریک آباد اشاره کرد

منطقه چهار گنبد موطن اصلی ایل بچاقچی که از ایلات مهم استان کرمان و در سده اخیر در تاریخ کرمان اثر گذار بوده میباشد .

این منطقه در زمان رزیم گذشته بارها مورد هجوم ولشکر کشی نظامیان و مورد تاخت زور مداران و راهزنان قرار گرفته که جای زخمهای ان هنوز التیام نیافته است . پس از انقلاب اسلامی انتظار این بودکه بر زخمهای کهنه ان مرهمی گذاشته میشد که متاسفانه اینطور نشد واین منطقه کاملا به بوته فراموشی سپرده شدو گویا جزئی ازکشورمان نمی باشد بطوریکه این بی توجهی پیامدهای منفی نیز بدنبال داشت که در یادداشتهای بعدی  به ان اشاره خواهد شد.

واما رجاء واثق دارم که مردم عزیزمان مردم محروم  چهارگنبد را فراموش نخواهند کرد و انان را در تلاش برای خارج شدن ازمحرومیت همه جانبه یاری  خواهند رساند. 

امامزاده چهارگنبدی

 

امامزاده چهارگنبدی

سالها بود روی آنرا نداشتم که از کنار امامزاده عبدالرحمن عبور کنم .راهم را کج می کردم و از جاده دیگری می رفتم که خجالت زده حرم مطهرش نباشم .آخر یک جاده خاکی و پر دست انداز،یک بارگاه ساده و بی آلایش که حتی نور یک لامپ هم آنرا روشن نمی کرد برازنده امامزاده نبود .آری محرومیت و مظلومیت ما چهارگنبدی ها دامن امامزاده را هم گرفته بود .من چهارگنبدی شیعه نتوانسته بودم رسم مهمان نوازی را بجا بیاورم و از همین خجالت بود که روی پابوسی اش را نداشتم.

تا اینکه امسال دیگر دلم طاقت نیاورد ،جعبه شمعی گرفتم و به امید اینکه عقده دلم را در حرم ساده و بی آلایشش که بوی محرومیت روستایم را می داد باز کنم .راهم را مستقیم ادامه  دادم ،پای در حرم ساده اش گذاردم سلامی کردم و پیشانی ام را بر ضریعش گذاشتم .

_ یا امامزاده، مرا ببخش نکند شکایت مرا به آقا امام زمان کنی ،یا امامزاده کاش اصلا به چهار گنبد نمی آمدی تا این بی توجهی و بی عدالتی دامن تو را نمی گرفت و من اکنون شرمنده ات نمی شدم .اما می دانم که اگر اکنون عده ای نور یک لامپ را از حرم مطهرت دریغ کرده اند فردااقاامام زمان نه تنها حرمت که تمام چهارگنبد را به یمن حضورت چراغانی خواهند کرد .بله فردا دیگرهیچ زائری دغدغه این جاده خاکی و پر دست انداز را ندارد آنروز آنها پیاده نظام آقایند.فردا همسایگان و هم ولایتی های تو به مراکز بهداشتی و درمانی نیازی ندارند .انروز اقا شفاعتگرشان است

.یا امامزاده عبدالرحمن از من چهارگنبدی دلگیر مباش که من در آتش بی توجهی و بی عدالتی دهها و شاید صدها سال است که دارم می سوزم پس آقا من چهارگنبدی محروم و مستضعف به تو محتاج ترم تا تو به من .به خدا بی تعارف می گویم همین لطف و نظر توست که من اکنون نفسی می کشم و شکر خدا قلمی به دست می گیرم .من مدیون لطف و عنایت تو ام .ای آقای مظلوم و مهجور و مثل من محروم امروز دیگر امیدی نیست .ولی فردا ...

پس به انتظار ظهور فریاد رس همه عالم مینشینیم .